یکشنبه 29 دی ماه سال 1387
تکه های لبخند یک روانی

اشک های گاهگاه من...،
تکه های لبخند یک روانی اند
سقوط می
کنند... پخش زمین می شوند... بالا می روند...
تا رد هستی مبهم تو را ازنگاهم
بزدایند،
نه تو، که همه ی تو های دنیا را...
گم نوشت: او سایه ای است در سیاهی که به آرامی نفس می کشد!
فقط امروز!