نا تمام من، چه آرام و رها
مُهرپایان بر پیکرم زد
یادداشت می کنیم
جمعه ۲۵ دی
پایان
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون فقط 80 تومان | 9 DVD |
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات) زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹ |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
نا تمام من، چه آرام و رها
مُهرپایان بر پیکرم زد
یادداشت می کنیم
جمعه ۲۵ دی
پایان
چه تلخم امشب
چه شومِ حرفام
چه دردِ بغضم
چه سردِ اشکام
ساکن سرزمین اندوه
آواره ی کوچه های بی خاطره
رهگذرِ شومی رانده شده
انتظار مرگی بی تپش!
کجاست آن واژه های ناب
کجایم من؟ ، کلماتم جنس مرداب
کجاست آن دست نوازشگر
کجایی؟ ای سکوت ویرانگر
پر از زخم خنجر
پر از مرگم آخر
پر از زهر ساعت
پر از طعم نفرت
...
...
ناتمام!
گم نوشت:
زخم هایم گله
دارند...که چه دیر به
انتها رسیدم...
پایان که می شود...کلمه ها چه بیرحمانه هجوم می آورند...
R.Aنوشتن هایم را ببخش
برایت، پاییز می شوم
برگ برگ یادت را
بی تو، سکوت میکنم
...
...
دیدی عاقبت بغض هایم
بی خبر مرا به دار آویخت!
دیدی چه زود،
به جمع مردگان پیوستم
تو هم ... بیاموز، فراموشی ام را.
گم نوشت:
سکوت آسمان ، راز آرامش مهتاب است ؛ دلداگی ام رمز شکستن این همنشینِ یادداشت های ابری نیست!
همراه ثانیه ی آخر شو... لمسش کن،
غرق آرامش شو... پرواز کن،
اوج بگیر و آسمان شو... غوغا کن،
مرهم بغض ستارها شو...بارانی کن،
دلیل تولد ستاره ای شو... نورانی کن.
سرنوشت را تقدیری شو...
با تو بودن ها را تکرار شو... کجایی تو؟
ادامه دارد!
ادامه داشت! ولی هرچه گشتم پیدایت نکردم ...
بلکه، تازه فهمیدم که تو خود را
از من پنهان میکردی... چقدرتلخ... !
R.A
سقوط می کند آن همه سکوت
ابری می شود باور احساس
راهی به سوی هزارتوی چشمانت باز می شود
آسمان که نه، ستاره هایش نقشه ی راه می شود
مقدس ترین یاد، توشه ی راه
استوار ترین تپش ملودی قدم هایم
دیگر میدانم سکوت را کجا فریاد بزنم،
رهایی را کجا بیابم...
شانه هایم لرزان از غم است
انگار میداند که برای با تو بودن فرصتی نیست
هق هق گریه هایم را هیچگاه نشنیدی
یک تکه از اُپرای رنگ و رو رفته ی قدیمی
آرام ترین هارمونی ها همچو باران خاطره می شود
نمی دانم ترانه ی سکوت را شنیده ای یا نه؟ .
...
بگذار... شب و ستاره هایش
تنهایی و غمهایش
باران و طراوتش
احساس وباورش
شادی و خنده هایش
گل و لطافتش
وهرآنچه به چشم تو زیباست
سکوت را معنا کند!
گم نوشت:
اشک ها یخ می زد، نه به جرم خاطره ی فردا، به جرم...R.A
نمیدونم...
مرگ مرا که ترانه کنی
یک به یک واژه های مطرود را که
از زیر خاک بیرون آوری
و با برگ های پاییزی
تکه ای از زمان را رنگ امیزی کنی
و در این مجال
فاصله هارا که سطر به سطر بپیمایی
برسی به شاه بیت ترانه
و مغموم پایان واژه ها،
برای زنده ماندن این ترانه
ذره ذره ی وجودت را کلمه میکنی
تا مرگ، آغاز پایان ها نباشد
تا متولد ماه مهر ...
سایه وارترین کلمه ها را
به رخ آفتاب نکشد!
به دنبال کدامین واژه سرگردانی
که مرگ مرا خوش قافیه کنی؟
عقربه ها را با کلمه هایت
یکی یکی پس زدی!
و در آخرین بیت...،مرگ نیز برای تو ترانه ای خواند!
گم نوشت:
به کدامین غبار ها نشانیه جادوی منتهی به تو را دهم...؟
R.A